أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

331

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نزديك گرداند و از معصيت دور گرداند و اين باعث بود بر ايمان و صارف بود از كفر ، و اين غايت نعمت باشد در دين « 1 » . [ سوره الرحمن ( 55 ) : آيات 46 تا 55 ] وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ ( 46 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 47 ) ذَواتا أَفْنانٍ ( 48 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 49 ) فِيهِما عَيْنانِ تَجْرِيانِ ( 50 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 51 ) فِيهِما مِنْ كُلِّ فاكِهَةٍ زَوْجانِ ( 52 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 53 ) مُتَّكِئِينَ عَلى فُرُشٍ بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِ دانٍ ( 54 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 55 ) و آن را كه از مقام خداى تعالى بترسد يعنى از آن مقام كه وى را باشد پيش خداى تعالى ، و گفتند كه : مراد بمقام قيامت است ابراهيم « 2 » و مجاهد گفتند : اين كسى باشد كه همّت كند بمعصيتى ، خداى را ياد كند و از ترس خداى تعالى آن گناه رها كند . ابراهيم ادهم گفت : سالى از سالها به حج ميرفتم منقطع شدم ، در راه شخصى سياه منكر را ديدم از وى بترسيدم گفتم او را : أ جنّى أنت أم إنسىّ ؟ - تو جنّى يا انسى ؟ - مرا گفت : تو مؤمنى يا كافر ؟ - گفتم : من مؤمنم ، گفت : دروغ مىگوئى اگر مؤمن بودى از جز وى نترسيدى . امير المؤمنين على عليه السّلام را گفتند : او وقتى كه برفت و عمرو عبد ودّ « 3 » را بكشت و بازآمد كه : ازو نترسيدى چون بمبارزهء وى رفتى ؟ - گفت : فكيف يخاف سوى اللّه من لم يعبد سواه طرفة عين ، چگونه بترسد از جز خداى تعالى آنكس كه طرفة العينى غير وى را نپرستيده باشد ؟ ! [ جَنَّتانِ ] گفت : كسى را كه از خداى تعالى بترسد وى را دو بهشت است يعنى دو بوستان باشد گفتند : يكى از ياقوت سرخ و يكى از زمرّد سبز ، خاكش كافور و عنبر باشد و گل او از مشك

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء « كه ايشان را به ثواب رساند و از عقاب برهاند » پوشيده نماناد كه در ساير موارد نيز مانند نظاير اين تلخيص به كار رفته است گاهى بر حسب اتّفاق نقل يا اشاره مىكنيم و گاهى مسكوت عنه گذاشته به همان تصريح كلى كه در مقدّمه كرده‌ايم اكتفا مىكنيم . ( 2 ) - در غالب نسخ باضافهء « أدهم » و چون در نسخ تفسير ابو الفتوح ( ره ) آن اضافه نبود ما ذكر نكرديم . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « عمرو عنتر » .